درباره ی قرآن

اینطوری نمی شه، باید یک سری جلسه بذاریم، با کسی که با قرآن مانوسه، واقعا مانوسه.

با همون دقتی که کتابای علمی رو می خونن قرآن رو زیر و رو کنه، و دنبال ماست مالی نباشه،

و همون لذتی که از خوندن غزل به آدم دست می ده از خوندن قرآن بهش دست بده،

و همون قدر که به نظرش دفترچه راهنمای یخچال خونه اش کاربردیه، قرآن هم براش کاربردی باشه،

مخصوصا کاربردهای دمِ دستی، اول سعی می کنه با قرآن راه رفتن رو یاد بگیره، بعدش به فکر دویدن و پرواز کردن باهاش می افته. (فکر می کنم کسایی که فقط می خوان با دین پرواز کنن، راه رفتن رو هم بلد نیستن و هیچ وقت یاد نخواهند گرفت.)

کسی که مودب هست، ولی احترامی که به قرآن می ذاره ناشی از فهمشه، نه به خاطر حرفِ پدر و پدربزرگ و ....

کسی که با شک به قرآن نزدیک شده و به یقین رسیده، نه این که از ابتدا خودش رو جزو موقنین می دونسته در حالی که یقینش از شک هم پایین تر بوده.

...

باید با چنین کسی یه سری جلسات منظم بذاریم و ازش درباره ی قرآن بشنویم، درباره ی روش برخورد با قرآن، درباره ی شیوه های قرآن خوندن، شیوه های قرآن فهمیدن و شیوه های قرآن عمل کردن. به این امید که ما هم در رابطه مون با قرآن مثل اون آدم بشیم.

---------------------------

اینا رو نوشتم چون می خوام در چهار روز آینده چهارتا پستِ کوچولو درباره ی قرآن بنویسم و به این فکر می کنم که اصلا کافی نیست؛ امیدوارم یه روزی توی این وبلاگ یه سری نوشته های نظام مند درباره ی قرآن، و درباره ی موضوعاتِ مهم و ساده ای که بهشون نیاز داریم بنویسم/ند.


موضوعاتِ مرتبط: