به بهانه ی سریال کیمیا

این به هیچ وجه یک پستِ سیاسی نیست، درباره ی تلههاییه که خیلی وقتا توش می افتیم و خودمون هم نمی فهمیم:

توی دو سه قسمتی که از این سریال دیدم یکی از چیزایی که توجهم رو جلب کرد، تلهای بود که کیمیا توش افتاده بود! این که مدام می گه "تو که می دونی من خیلی کنجکاوم و تا تهِ یه چیزی رو در نیارم ول کن نیستم" و در کنارِ این کنجکاوی خیلی هم جسور و نترسه و البته باهوش. این کنجکاو و شجاع و باهوش بودن سه تا خصوصیت هستن که انگار نویسنده خیلی روشون تاکید داره و می خواد بگه همه ی آدم های کنجکاو و شجاع و باهوش در دوره ی پهلوی به راحتی می تونستن ظلم های حکومت رو تشخیص بدن و به پیروی از امام خمینی انقلاب اسلامی ایران رو به پیروزی برسونن!

و من چون هر چه برای دیگران می پسندم، برای خودم هم می پسندم، میام و کیمیا رو توی شرایط دیگه ای قرار می دم، ببینم باز هم می تونه با این سه تا صفت، به حق برسه، یا اینکه این سه تا صفت برای به حق رسیدن کافی نیستن و کیمیای داستان ما به طور کاملا تصادفی (شانسی) به حق رسیده؟ ... (این یک الگوی تفکره، این که شرایط رو عوض کنیم و ببینیم چیزی که یک جا خوب به نظر می رسه، آیا در جای دیگه هم خوب هست یا نه؟) (در ضمن فرض می کنم شمای خواننده قبول دارید که ادعای تقلب در سال 88 فقط یه دروغ بود، اگه این رو قبول نداشته باشید می تونم داستان رو طورِ دیگه ای روایت کنم، مثلا حولِ موضوعِ وجودِ خدا بنویسمش، در هر حال سعی کنید فحوای کلام رو بگیرید!)

کیمیا رو از قبل انقلاب بر می دارم و می ذارمش توی فصل تابستانِ سالِ هزار و سیصد و هشتاد و هشت.

خب، کیمیا خیلی کنجکاوه، همین باعث می شه که همه ی خبرگزاری های خارجی و داخلی (مخصوصا بی بی سی فارسی) رو چک کنه، به صدا و سیما اصلا اعتماد نداشته باشه (چون قاعدتا موافق حکومت حرف می زنه)، و با هر کسی که ادعا می کنه تقلب شده صحبت کنه و حتی مخفیانه بره به خونه ی معلمش که از مخالفای نظامه و از ایشون همه ی بیانیه های موسوی رو بگیره و با اینترنت پر سرعت و بدونِ فیلترِ معلمش همه ی ویدیوهای یوتیوبِ اون روزها رو هم نگاه کنه.

اون خیلی شجاعه، پس از تهدیدهای پدرش که موافق نظامه نمی ترسه و از اظهارِ عقایدش هم واهمه ای نداره، خلاصه به نظر خودش خیلی منطقیه، تا وقتی که منطقی جوابش رو ندن چیزی رو قبول نمی کنه.

باهوشه، پس خیلی راحت می تونه هر حرفی که در ردِ تقلب زده می شه رو توجیه قلمداد کنه و تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نشه.

کیمیا در آخر به این نتیجه ی قطعی می رسه که حکومت ایران توی انتخابات تقلب کرده و هر حرفی که بر خلاف نظرش هست رو اشتباه می دونه و حتی به خاطر اطلاعات زیادی که حواشیِ اتفاقات داره خیلی خوب می تونه جوابِ مخالفانش رو بده، بعد از ورود به دانشگاه هم سردسته ی همه ی تجمع های مخالفِ دولته (چون شجاعه) و توی مناظره های دانشجویی هم با شور و حرارت جوابِ بسیجی ها رو می ده!! (دیگه خیلی فانتزی شد!)

من خیلی از کسایی که اون سال به نتایج مشابهی رسیدن رو دارای سه تا صفتِ کیمیا می دونم، جوون هایی کنجکاو و شجاع و باهوش، ولی در عین حال نتیجه ای که بهش رسیدن رو اشتباه می دونم. پس اشکالِ کار کجاست؟ ظاهرا نویسنده ی سریال داشتنِ همین سه تا صفت رو کافی می دونسته، ولی به نظر من کافی نیست.

توی نوشته ی بعدی بخشی از اشکال های ممکنِ کیمیا رو خواهم نوشت.


موضوعاتِ مرتبط: