بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

1.

پارسال دیر به خودم جنبیدم، پاسپورتم دیر حاضر شد، کوتاهی همت و کمبودِ خواستنم باعث شد جا بمونم.

امسال چهار بار نزدیک بود برم و نشد! هر بار که نتونستم برم حس می کردم از کاروان امام حسین - علیه السلام - جا مونده ام، و هر بار توی خودم دنبال دلایل جا موندنم می گشتم و متاسفانه همیشه هم پیداش می کرد، هر بار یه نقص توی وجودِ خودم باعث شده بود که نتونم برم.

توی محرم امسال خیلی به این فکر می کردم که: تنها کسایی تونستن با امام همراه بشن و فداشون بشن که هیچ عیبی توی وجودشون نداشتن. این که توی نماز صبحمون کاهل باشیم، یا آب زیاد مصرف کنیم، یا توی درس خوندن کوتاهی کنیم، دلایل کافی ای هستن برای این که از امام جا بمونیم.

 

2.

گفته ام که نباید نگاهی، شبیه به فیلم های تخیلی نسبت به معجزات و کرامات و هر چیزی که مربوط به غیب می شه داشته باشیم. خصوصیت مومنین اینه که توی دنیای مادی غیب رو می بینن.

چند روز پیش برادر همسرم از کربلا برگشت. می گفت: اونجا داشتم به این فکر می کردم که داره پولمون کم کم تموم می شه و باید برگردیم. کمی بعد توی حسینه ای که ساکن بودیم نشسته بودم که نگهبانش اومد و بهم گفت: شما آقای برزگر هستید؟ گفتم: بله. گفت: یه آقایی این پاکتو داد و گفت اینو بدید به آقای برزگر. وقتی پاکتو باز کردم دیدم حدود 150 هزار تومن، دینارِ عراقی توشه. نگهبان گفت اون آقا شب میاد، ولی نیامد. هر چی فکر کردم فقط یکی از دوستام به ذهنم رسید که ازش طلب داشتم و اون هم می دونست که دارم میام عراق، ولی نمی دونست این حسینیه ساکن خواهم بود.

این اتفاق رو به این خاطر که خیلی نزدیک بهم اتفاق افتاده بود، این جا نوشتم.

 

3.

امشب داشتم یه چیزی رو تایپ می کردم، یه جاییش نوشته بود:

همه در کلاس حاضر بودند، در همان حین متوجه یکی از دانش آموزان (دخترِ دبستانی) ردیف آخر شدم، او داشت گریه می کرد. بعد متوجه شدم چون برادرش می خواهد برود کربلا گریه می کند. 

 

4.

یاد گرفته ام تا جایی که می تونم کارِ درست رو انجام بدم، حتی اگه شده برای رفتن به کربلا کمی حسرت بخورم، یا آهی بکشم، اگه تونستم یه قطره اشک بریزم، برای سال بعد برنامه ریزی کنم، یا برای این هدف پول خرج کنم. وقتی شکرِ این توانایی (حتی یه حسرت) رو به جا آوردم، تواناییم بیشتر خواهد شد.

 

5.

دیروز داداشم رو توی خیابون دیدم، دورادور در جریان احتمالِ رفتنم بود، پرسید: ادریس کربلا چی شد؟ نمی ری؟ ...

 

6.

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا.


موضوعاتِ مرتبط:
تا ابد هم که بخوانند همه مرثیه ات
باز هم روضه ی ناخوانده به عالم داری
....
السلام علیک یا ابا عبدالله