وقتی تحریما برداشته بشه، چه جوری می شه؟

یکی دو سالی هست که علاوه بر کنار گذاشتن شبکه های اجتماعی، گوش دادنِ منظمِ اخبار و پیگیریِ دقیقشون رو هم کنار گذاشته ام، خیلی از اخبار این یکی دو سال به گوشم نخورده و درباره ی بقیه شون هم نظر محکم و مطمئنی ندارم.

ولی این چند روزه می شنوم که می گن تحریم ها رو می خوان بردارن، قبل از دی ماه شنیدم که رئیس جمهور می گفتن تا آخرِ دی ماه تحریم ها برداشته می شه، این روزها هم بیشتر خبرش رو می شنوم، نمی دونم چرا فکر کردم امروز برداشته می شن، دیروز به بابام تبریک گفتم که جمعه می خوان تحریم ها رو بردارن، حتی به ذهنم رسید بریم خیابون و شادی کنیم!

راستش از وقتی که خودم رو شناخته ام کشورمون تحریم بوده، وقتی که احمدی نژاد رئیس جمهور شد من فقط 14 سال داشتم. تصوری از شرایطِ پَساتحریم، یا پیشاتحریم ندارم، نمی دونم قراره چه اتفاقی بیفته.

یعنی همه چی درست می شه؟ یا حداقل خیلی بهتر و راحت تر از الان می شه؟ یعنی آدم ها وقتی توی خیابون همدیگه رو می بینن به هم لبخند می زنن و حتی به احترام همدیگه کلاه از سر بر می دارن؟ (همیشه آرزو داشتم این عبارت رو یه جایی به کار ببرم!)

یعنی دیگه همه به آرامش می رسن؟ حقوق دیگران رو رعایت می کنن و به حقِ خودشون قانع می شن؟ یعنی هر کس تکالیفش رو به خوبی انجام می ده؟ دیگه کسی از زیر کارهایی که بهش سپرده شده در نمی ره؟ ساعتِ مفیدِ کارمون 4 5 برابر می شه؟

هیچ کس به فکر این نیست که یک شبه پولدار بشه؟ همه با آگاهی هدف های مالی و غیرمالی شون رو انتخاب می کنن و حاضر می شن قیمتِ چیزایی که می خوان رو بپردازن، تلاشِ کافی رو بکنن، وقت کافی رو بذارن، تا به چیزی که می خوان برسن؟

آدما توکلشون زیاد می شه؟ به خدا تکیه می کنن و بیش از حد حرص نمی زنن؟ او رو ناظر اعمالشون می بینن و اختلاس های بزرگ و کوچیک، سه هزار میلیاردی و سه هزار تومنی و سیصد تومنی، نمی کنن؟

یعنی دیگه دروغ نمی گیم و تعهد توی جامعه مون موج خواهد زد؟ وقت شناس خواهیم بود و قدر شناس؟

...

تصوری که من از یک جامعه ی آرمانی دارم این چیزاییه که نوشتم، هر بهبودی هم که توی وضعیت کشورم بخواد اتفاق بیفته هم توسط یکی از اتفاقات بالا رقم خواهد خورد، و عجیب این جاست که هیچ کدوم از این موضوعات به تحریم ربطی نداره، یا حداقل من ربطش رو نمی فهمم. شاید هم این تناقض به خاطرِ فهم ناقص منه، فهمِ کسی که از وقتی خودش رو شناخته توی تحریم بوده!

خیلی هیجان دارم که ببینم چطور بعد از برداشته شدن تحریم ها همه ی مشکلاتمون حل خواهد شد ....

------------------------------

پانوشت: من مخالفِ آقای روحانی نیستم، مخالفِ احمدی نژاد هم نیستم، مخالفِ برداشته شدن تحریم ها، و حتی مخالفِ برجام هم نیستم.


موضوعاتِ مرتبط:
مجتبی خزاعی ۲۵ دی ۹۴ , ۲۲:۲۱
بدون اینایی که شمردین، اتفاق خاصی قرار نیست بیفته
تنها نرخ اختلاس ها و تعداد مختلسین افزایش می یابد.

<اِنَّ اللّه لا یُغیر ما بِقوم حتّی یُغیروا ما بانفسهم>

من روی خطِ دوم گفته ی شما هم مطمئن نیستم.

مجتبی خزاعی ۲۶ دی ۹۴ , ۰۱:۳۹
البته هیچ وقت نمیشه اطمینان کامل داشت، اما باید بتونیم تحلیل کنیم و پیش بینی.
یه مثال ساده میزنم، شما در نظر بگیر ین چنتا پسر بچه که برادرن. باباشون همیشه پول تو جیبی آماده بهشون میده ولی میگه بچه ها مدرسه که میرین خوراکیاتونو به کسی ندین از کسی هم خوراکی نگیرین. این اتفاق سالهای سال میفته تا دبیرستان. توی این مدت اینا پول مفت از باباهه میگرفتن و بدون هیچ تلاشی خوراکی تهیه می کردن، به هم دروغ میگفتن و تا جایی هم که میشده سر هم کلاه میذاشتن، چون فقط خودشون مهم بودن. الان باباهه بیاد بگه بچه ها از الان به صورت منطقی و اصولی خوراکیاتونو با دوستاتون سهیم بشین، به اونا سهم بدین و ازشون سهم بگیرین. اتفاقی که میفته اینه که هر کدوم سعی می کنن خوراکی بیشتری بذارن تو جیب خودشون چون اصلا اصول مشارکت و همکاری رو نمیدونن. این بچه ها الان بزرگ شدن ولی فکرشون مریضه و هر کدوم تنها به فکر خودشونن.
در مثال جای مناقشه نیست، میدونم این مثال جامع و کامل نیست، ولی بخشی از شرایط ما رو نشون میده.

(اصلاح می کنم در نظر قبل، کلمه اول بدونه هستش یعنی در غیاب نه بدون فعل امر از دانستن!)

آره، موافقم که تشبیهت شباهت هایی داره.
(آره، درست خوندمش :) )

اکثرما آدمها دنبال کنترل های بیرونی هستیم. قضیه ی تحریم ها هم همینه. 

یعنی چی؟

یعنی اینکه فک میکنیم خودمون رو زندگیمون کنترل نداریم_به نوعی دچار درماندگی آموخته شده ایم، _کنترل زندگی ما بدست عوامل بیرونیست. اگر من زندگی خوبی ندارم به خاطر تحریم هاست و... 
اصلا جامعه ارمانی وجود نداره
وقتی مستند ساخته میشه و توی شبکه ملی(فکر کنم 1 یا 2 )پخش میکنن ک کشور های غربی می خوان یه جامعه ارمانی داشته باشن ولی نمیتونن و ما فقط مجبوریم صبر کنیم ک حجت زمان بیاد و ب ما سر وسامونی بده و حداکثر کاری ک میکنیم فضای ظهور رو فراهم کنیم
استدلالشون هم این بوده ک مثلا شما چطور می خواید یه کشور بدون معتاد یا خلافکار داشته باشید
و وقتی ک صحبت پیش میاد ک چرا پیشرفت نمیکنیم با این همه امکانات و نفتی ک وجود داره همه مات و مبهوت می منیم ک چرا؟؟ دلیلش اینه ک 80 درصدش ک خرج جنگ تو سوریه و فلسطینو و... _البته من مخالف این نیستم_ ولی همون 20 درصد باقی مونده رو هم اختلاس میکنیم 
و بعد دولت تمام اقتصاد خودشو می خواد به نفت گره بزنه
وصنعتی هم وجود نداره
پس چ دلیلی وجود داره ک ما بخوایم پیشرفت کنیم
و تاره پیشرفت اقتصادی دومین گام توی پیشرفت یه جامعه هستش
اولیش اینه ک ما بتونیم حداقل نیاز های یه جامعه مثل خوراک و پوشاک ویا مثلا دفع زباله یا یه هوای معقول حالا ن خیلی هم پاک رو داشته باشیم
در حالی ک هیچ کدوم از اینا نیس
حتی تو یه چند تا شهر هم نیس
مثلا تهران حالا استان ها و شهرستانا ک بماند
مثلا سیستان و ... این جور جاها معلوم نیس چ خبره