سیاهه ای درباره ی نقد 3

قسمت های اول و دوم این نوشته رو می تونید به ترتیب، اینجا و اینجا بخونید.

سوما: برای تغییر دادن آدم های بزرگ ازشون انتقاد نکنید، اصلا!

علاوه بر مطالبی که توی پست قبلی گفتم، باید چند مطلب دیگه رو هم درباره ی آدم های بزرگ اضافه کنم: (منظورم از آدمای بزرگ، آدماییه که از نظر روحی قدرتمند هستن) 
1. خیلی از اوقات ما جایِ معلم و شاگرد رو عوضی می گیریم، جایی که باید زانو بزنیم، تواضع داشته باشیم، و یاد بگیریم، شروع می کنیم به ایراد گرفتن و نقد کردن! اولین کاری که در مواجهه با آدم های بزرگ باید بکنیم اینه که سعی کنیم ازشون چیز یاد بگیریم، حتی ممکنه چیزی که ما به عنوان عیبی توی اون فرد تشخیص می دیم عامل موفقیتش بوده باشه.
2. آدم های بزرگ حواسشون هست که بزرگن، و این رو هم می دونن که ما کوچیکیم؛ چطور از چنین فردی انتظار دارید که حرفِ کوچیکتر از خودش رو قبول که هیچی، حتی راجع بهش فکر کنه. حتی می دونم که بعضی از آدم های بزرگ برای بی ادب نشدنِ ماها، و این که جای معلم و شاگردی رو عوضی نگیریم، نسبت به انتقادهای به جای ما، عمدا بی توجهی می کنن.
3. این رو توجه کنید که معمولا آدم های بزرگ عیب های خودشون رو خیلی بهتر از ماها می دونن، اونا حتی عیب هایی رو می دونن که ما به فکرمون هم نمی رسه*، در واقع بهترین منتقد برای اون ها خودشون و هم سطحاشون و بزرگتراشون هستن، ما اصلا نمی تونیم به درستی نقدشون کنیم.
4. تا حالا از دوتا آدم بزرگ اینو شنیدم که "من انتقادپذیر نیستم"، خودم هم تصمیم دارم وقتی بزرگ شدم انتقادپذیر نباشم!
اولیشون درباره ی علتِ این حرفش می گفت: "با فرهنگ فریبکارانه ی "استقبال از انتقاد" مخالفم. بین انتقاد و امر به معروف و نهی از منکر اسلامی تفاوت بسیار است!"
و دومیشون: "انتقاد پذیری رو صفات مردم پست و زبون و حقیر می‌دونم."**
-------------------------------
* رابطه ی فکرِ ما درباره ی آدم های بزرگ، و خودِ آدم های بزرگ.
** درباره ی ایشون یک پست توی این چالش خواهم نوشت.

موضوعاتِ مرتبط: